تبليغاتX
نسخ خطی
نسخ خطی:اخبار، مقالات، فهرستگان،حفاظت ونگهداری.

چگونه مي توان به داده هاي پژوهش هاي صورت گرفته يا در حال انجام در عرصه متون كهن دسترسي پيدا كرد؟

همه ي متخصّصين امر بر اين نظر متفقند كه براي ايجاد يك اثر و يك پژوهه، اطلاع رساني به عنوان نقطه ي آغازين،  يك امر اجتناب ناپذير و ضرورتي انكار ناپذير است؛ حال به عنوان نمونه اگر پژوهشگري در داخل كشور قصد داشته باشد اثري را تأليف يا نسخه اي را تحقيق و تصحيح كند، براي دسترسي به آگاهي ها و اطلاعات خود در زمينه ي موضوع تحقيق خويش چه مجاري و طرقي و به چه مصادر ومنابعي بايد مراجعه كند؟ از كجا بفهمد كه كسي روي اين اثر يا موضوع پژوهشي انجام داده يا نه؟ آيا منبع خاصي براي اطلاع رساني چنين موضوعي وجود دارد كه چنين انتظاري را برآورده سازد؟ ممكن است گفته شود كسي كه در وادي پژوهش (به معناي واقعي خود) باشد خود مي داند از كجا و چگونه و از چه طرقي بايد كار پژوهشي و تحقيق را شروع  كند و يا به اطلاعات لازم دسترسي پيدا كند و چنين شخصي بايد سال ها زحمت كشيده  و استخوان خورد كند و ...!؛ حال سؤال اين است اگر چنين باشد، پس چگونه است كه برخي از شيران بيشه ي پژوهش كه سال ها در اين حوزه كار كرده اند، هم رودست خورده ... ... و بعد از اينكه ماهها يا سالها روي اثري يا موضوعي زحمت كشيده و كار كرده اند، در مراحل نهايي كار، بر روي پيش خوان ِ يك كتاب فروشي اثري از همان كاري كه وي مشغول بوده (1) را ملاحظه مي كنند؟و با تأسف بايد گفت اين نه يك بار بلكه مكرر براي بسياري اتفاق افتاده، يا ممكن است اتفاق بيفتد. متأسفانه به جهت فقدان متولي ِخاصّ اطلاع رساني و نبود يك رسانه اي اختصاصي براي اطلاع رساني در همه ي زمينه هاي پژوهش، به صورت كارآمد و به هنگام، در سه مقوله ي: الف) پژوهش هاي صورت پذيرفته، ب) پژوهش هاي در حال انجام، ج) بايسته هاي پژوهش در آينده، كه برخي مبتني بر برنامه اي زمان بندي شده و حتمي و بعضي هم به شكل آرزو و درخواست؛ در سال ميلياردها تومان از ذخائر ملي و ميلياردها ساعت از اوقات مفيد و ارزشمند پژوهشگران را همين عدم شفافيّت در امر اطلاع رساني، به هدر مي دهد. به نظرچه بايد كرد، چه تدبيري بايد انديشيد؟
بررسي همه ي جوانب موضوع "پژوهش" و جايگاه "اطلاع رساني" در آن يك بحث و مقوله اي بسيار پيچيده و مبتني بر يك برنامه ريزي بنيادي و راهبردي همراه طرح ها و نظرهاي كارشناسان اين امور است كه بنشينند و راهكارهاي لازم براي نهادينه كردن روش ها، الگوها و نمادهاي نوين پژوهش و تحقيق را در عصر حاضر مورد كند و كاو قرار دهند تا به يك جمع بندي نهايي در امر "پژوهش" رهنمون گردنند، كه البته متأسفانه با وضع كنوني حاكم بر امر تحقيق و پژوهش در مراكز علمي كشور، اين يك امر دور از دسترس به نظر مي رسد؛ ليكن اگر از زاويه ي بسته تري به موضوع "پژوهش با تأكيد بر نسخه هاي خطي" نظري بيفكنيم، شايد بتوان با همّت عقلاي قوم اين معضل را حداقل در اين موضوع، اندكي سامان بخشيد.
چنانچه در سطور فوق از نظر گذشت، آگاهي از پژوهش هاي صورت گرفته را تقريباً مي توان با يك تتبّع ميداني در منابع و مصادر مربوط، بدان دست يازيد؛ ليكن مهمترين بخش، دسترسي به پژوهش هاي در حال انجام است كه جز ايجاد بانك هاي اطلاعاتي گسترده با حمايت هاي دولتي و بهره جستن از اهرم هاي لازم كه به نحوي پژوهشگران را ملزم كند كه كارهاي پژوهشي ِدر حال انجام ِخود را به آن مراكز اطلاع دهند؛ هر چند كه راهكارهاي لازم چنين طرحي نيز خود احتياج به مطالعات گسترده اي مبتني بر مباحث جامعه شناختي دانش پژوهان و محقّقان ايراني دارد؛ كه با شناختي كه از اين طيف در دست است، فعلاً جز داده هاي شنيداري و گفتاري از كارهاي پژوهشي در حال انجام پژوهشگران ايراني، مبتني بر محافل دوستانه!، فعلاً دسترسي به چنين آرزويي هم به صورت گسترده و سازمان يافته ميسور نيست؛ هر چند كه اگر در نشريه ي خاصّي همين اطلاعات شنيداري هم ثبت شود، باز هم فرصت مغتنمي است.
به نظر نگارنده ي سطور آنچه كه از اين سه مقوله ي "پژوهش" در مقطع كنوني مي توان به صورت نيم بند! از آن سخن گفت "بايسته هاي پژوهش" است، البته آن هم فقط بخش دوم آن، كه بيان آمال و آرزوهاي پژوهش در موضوعي خاص است، با اين ايده كه اثري خاصّ به وجود آيد يا اثري مخطوط كه براي انتشار مفيد است، مورد تحقيق و تصحيح قرارگيرد وگرنه بخش نخست كه بايسته هاي پژوهش در قالب هاي برنامه ريزي شده، كه به نحوي از سوي يك پژوهشگر يا يكي از مؤسّسات پژوهشي كشور در آينده ي دور و نزديك، بدان اشتغال خواهند داشت (ان شاء الله)، افشاي آن هم كه از اسرار است و بنا به فرموده ي لسان الغيب حافظ شيرازي:
مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز ورنه در مجلس رندان خبري نيست كه نيست!
يكي از راهكارهايي كه به نظر مي رسد خيلي مفيد باشد، معرّفي "بايسته هاي پژوهش در نسخه هاي خطي" است؛ غالب پژوهشگران بر اين باورند كه بيان چنين اموري معمول نيست و بالمآل اگر پژوهه اي بايسته است، براساس "چراغي كه به خانه رواست بر كوچه حرام است" بايد به عنوان روز مبادا و واپسين! براي خود نگهداشت، تا شايد فرصتي دست دهد و بشود روي آن كار كرد و قوت لايموتي به دست آورد! سخن دقيقاً در همين است، كه اگر روحيه اي مبتني بر ايثار در وجود پژوهشگران سايه افكند و دل بزرگ دارند، به نحوي كه ايجاد يك اثر در يك موضوع ِ ضروري، كه جايش در ميان كتاب هاي موجود خالي است، مطلوبيّت داشته باشد، امّا اين كه گردآورنده ي آن اثر هم حتماً خود من بايد باشم! اين نوع اخلاق، به نظر اندكي دور از شأن يك نويسنده ي متعهّد، مسلمان و صاحب قلم كه بر اساس آيه ي شريفه ي ( ن والقلم و ما يَسطرون ) داراي تقدّسي معنوي و خاص است، محسوب مي گردد؛ بلكه بايد گفت: چه بسا پژوهشگراني بهتر از من باشند، كه حداقلّ در اين زمينه ي خاصّ از من بهتر مي نگارند و اكنون فرصت لازم را دارند و... .
بسياري از پژوهشگران كه بالقوّه توانايي تحقيق و تصحيح آثاري را دارند، ليكن در اين كه كدام كار ِ پژوهشي را بايد انجام دهند و در واقع نسبت به كارهاي ديگر اولويّت دارد، يا چه نسخه اي را بايد تصحيح كنند و يا اين كه مثلاً از اين نسخه هاي خطّي موجود كداميك ارجحيّت و اولويّت تصحيح نسبت به بقيه ي نسخ را دارد، در ترديدند؛ اي بسا با شنيده اي از كسي، مسير كارشان را تغيير داده و كار لازم و داراي ضرورت را به دست گرفته اند. نگارنده ي سطور كسان بسياري را مي شناسد كه بايسته هاي بسياري از پژوهش، اعمّ از طرح، موضوع تأليفي، تحقيق و تصحيح نسخه اي و ...، را در اختيار دارند كه به اصطلاح "براي خود كنار گذاشته و نشان كرده اند!" غافل از اين كه به انجام رساندن چنين پروژه هايي، اي بسا عمر نوح مي خواهد و صبر ايوب! و حتّي جالب است دانسته شود، كساني هستند كه برخي نسخه هاي قابل تصحيح را براي خود تحجير كرده و در مراجعه ي محقّقي ديگر به كتابخانه ها و ... مي شنوند كه بعله! اين نسخه را فلاني در دست تحقيق و تصحيح دارد و در فعلاً در حِباله ي اوست! در صورتي كه حتّي بعد از گذشت سال ها نه خود توان انجام كار را دارند و نه اجازه ي تصحيح آن ها را به كسي مي دهند؛ شنيده شده كه يكي از اين پژوهشگران متشخّص و شناخته شده ي حوزه تصحيح متون، علي رغم اشتغالات فراواني كه دارد و نيز از نظر جسمي در سنين كهولت و بيماري نيز قرار دارد، روي حدود 18 نسخه ي خطّي مهمّ، كه تصحيح برخي از اين نسخ شايد حتّي كار گروهي را نيز بطلبد! دست گذاشته و به اصطلاح تحجير كرده است و حال چقدر و چند درصد اين بزرگوار توانسته تصحيح اين نسخه ها را به انجام برسانند، خدا مي داند! حال چقدر خوب و به جاست محققين و پژوهشگران بزرگوار ما به مرحوم طباطبايي اقتدا كنند كه چگونه توانست بدون هيچ چشمداشت مادّي و فقط براي رضاي خدا، اطلاعات و بايسته هاي پژوهشي انبوهي از نسخ و آثاري را كه به نحوي ايشان ضرورت تصحيح و چاپ آن ها را تشخيص داده بودند، در طبق اخلاص نهاده و محققان را به اين آثار، كه چه بسا كسي از محتوا، محلّ و يا ضرورت تصحيح و نشر آن خبري نداشت، هدايت نمايد. اميد است اين نوشته و كارهايى از اين دست، زمينه‏ها و بسترهاي مناسب و لازم را، در احياي اين سنّت حسنه و صدقه‏ي جاريه‏ي مرحوم آقا سيّد عبدالعزيز طباطبايى، كه به نوعي بنيان‏گذار آن نيز به حساب مي‏ آيند، فراهم آورده، و با بسط و گسترش آن، به صورت ستون ثابت، درنشريّات يا سايتهايي اينترنتي به مانند سواد كه در وادي نسخه‏هاي خطّي قلم مي ‏زنند، قرار دهند.
---------------------------------------------------------
1. بايد توجه داشت در برخي كشورهاي غربي فراوان اتفاق افتاده كه يك نسخه ي خطي با چند تصحيح از سوي شخصيت هاي متعدّد، به چاپ رسيده، كه از قضا خود بررسي نوع و مقايسه ي تصحيحات يك اثر مخطوط، يكي از موضوعات و موادّ درسي برخي رشته هاي مرتبط با دستنويس هاست، ليكن درايران ِامروز ما، جز مواردي نادر مانند برخي آثار ادبي خاص مانند: ديوان حافظ، چنين امري معمول نيست و به اصطلاح هنوز جا نيفتاده است و لذا اگر اثري كه در دست تحقيق است، از سوي شخص ديگري، حتي بدون تحقيق! منتشر شود، ناخودآگاه بر اثر تحقيقي و تصحيحي چندين ساله تأثير منفي گذارده و متأسفانه ديگر هيچ ناشري حاضر نيست، كار دوم را كه اصولاً قابل مقايسه با چاپ شده نيست، منتشر كند؛ مي گويند: "متأسفانه ديگر بازار اشباع شده و جايي براي چاپ مجدد اين اثر نيست!" حال صرف نظر از ظلم و ستم دو پهلويي كه به چنين پژوهشگري وارد شده، اصولاً بايد به يك رشد فرهنگي برسيم و با عمق جان اين معنا را درك كنيم كه جز مواردي بسيار نادر و خاصّ، كارهاي پژوهشي و تحقيقي به هيچ روي تكرر پذير و موازي نيستند، چرا كه حوزه ي اطلاعات و ميزان آشنايي و آگاهي هاي افراد نسبت به منابع و مصادر و ... متغيّر است و به قول منطقي ها از مقوله ي "تشكيك" است ونيز اينكه بايد تصحيح هاي گوناگون از يك اثر به عنوان يك "حركت ارزشي" تلقي شود نه ضعف و نه كار تكراري!؛ و حقيقتاً بايد پرسيد آيا دراين برهه از تاريخ ـ با اين وضعيت حاكم بر نشر در ايران كه مقوله ي "پژوهش و تحقيق" فقط در راستاي منافع و محور ناشران شكل گرفته و معني پيدا مي كند ـ اطلاع رساني و پژوهش با تمام فروع آن بايسته اي اضطراري نيست؟

نوشته شده توسّط حسین متقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 12:25  توسط ناصری  | 

کتابخانه های ديجیتال نسخ خطی

طراحی و راه اندازی کتابخانههای دیجیتال حال چه به صورت کتابخانه های عمومی و یا تخصصی با در نظر داشتن موضوعی خاص از مهمات جامعه امروز است ، به گونهای که ابرقدرتهای دنیای نت هر کدام با سرعتی شگرف به دنبال تحقق این مهم برآمده اند .

جالبتر آنکه کتابخانه ها و مؤسسات دیگر کشورها نه تنها به دیجيتالی کردن فهارس نسخ خطی اهتمام داشته اند بلکه اقدامات قابل توجهی در راستای ديجیتالی کردن نسخه های خطی نیز داشته اند به طوری که کتابخانه الأزهر مصر با صرف هزینه ی فراوان 42000 نسخه ی این کتابخانه را به صورت ديجیتالی با کیفيتی قابل قبول بر روی نت منتشر نموده است .البته باید متذکر شوم ، تا آنجایی که به یاد می آورم برای اول بار این کتابخانه سلطنتی کوپنهاک دانمارک بود که با کيفیت عالی و تحت برنامه ای مناسب اقدام به انتشار 38 نسخه ی خطی عربی و فارسی بر روی سایت خود نمود و البته این روال ادامه پیدا کرد تا جایی که در حال حاضر در سایتهای زیر اشخاص ، مؤسسات و کتابخانه ها اقدام به ایجاد کتابخانه های ديجیتالی نسخ خطی نمودند . 

با رشد و گسترش کتابخانه های ديجیتال نسخ خطی در دنیا چند نکته ی مهم در ذهن نقش می بندد ، اول آنکه اینترنت این امکان را برای ما فراهم نموده است که به عنوان یک ایرانی و یک مسلمان شیعه به راحتی فرهنگ ، تمدن و اصالت یک ایرانی شیعه را در معرض دید جهانیان بگذاریم و این رخداد با صرف هزينه  و وقتی  اندک امکان پذیر است ، دوم آنکه اینترنت بستری است مناسب برای تعاملات فرهنگی و هنری و علمی و رشد روز افزون کتابخانه های ديجیتال بحث و فحث محققان را در میان اقیانوس منابع در سرتاسر دنیا آسان نموده است بگونه ای که تا چند دهه ی دیگر محققین ما این امکان را خواهند داشت به منابع هر کتابخانه ای در هر کجای دنیا دسترسی داشته باشند و چه بهتر که مسؤولین ما به فکر بوده تا از این مهم عقب نماند و خود را با استانداردهای این علم هماهنگ سازند . 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مرداد1384ساعت 12:19  توسط ناصری  | 

۱۰۰۰نسخه خطی فارسی در کتابخانه ملی روسيه نگهداری می شود
بزرگترين مجموعه نسخ خطی شامل ۴۲۰ نسخه به زبانهای فارسی، ترکی و عربی بعد از جنگهای ايران و روسيه در زمان قاجار جمع آوری شده و هم اکنون در کتابخانه ملی روسيه نگهداری می شود.
به گزارش سرويس فرهنگ و انديشه ايلنا، فرزانه شادان پور، رييس گروه گسترش کتابخانه ملی ايران در گفت و گو با ستاد خبری افتتاح ساختمان جديد سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ايران، گفت: کتابخانه ملی روسيه نگهدارنده ۱۰۰۰ نسخه خطی به زبان فارسی است که از اين مقدار ۱۴۰ نسخه مربوط به سال ۱۳۳۳ هجری شمسی و شاهنامه ای با تزئينات مينياتوری است که به عنوان مثال منظومه "گوی و چوگان" عارفی که در سال ۱۵۲۵ ميلادی توسط شاه طهماسب نسخه برداری شده است جزئی از اين آثار خطی است.
وی اظهار کرد: بعضی از اين مينياتورها به بهزاد محمدی نسبت داده شده و همچنين تعدادی از اين آثار به امضاء رضا عباسی است که در بين خوشنويسان آن نيز می توان به سلطان علی مهشادی، شاه محمود نيشابوری اشاره کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 مرداد1384ساعت 7:45  توسط ناصری  |